"مرغآمین"

"مرغآمین"

فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا ابد شنیده خواهد شد
"مرغآمین"

"مرغآمین"

فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا ابد شنیده خواهد شد

دختر ابستن شکوفه ها



اقای فروغی دوست داشتنی اینجا نه بوی عید می اید نه بوی کاغذ رنگی و نه بوی  یاس جانماز ترمه مادر بزرگ. اینجا زمستان از سر میشود اما تمام نه، سردی زمستان به بهار هم سرایت کرده. دیگر بهار هم  شکوفه ای نمیزند. خستگی ها را هم که نگو مانند چرکی هستند که بر دل نشسته اند با هزاران مصیبت هم از لای روح پاک نمیشوند. اینجا دلخوشی های کوچک هم پوسیده اند تو از شادی شکستن قلک پول میگویی؟  تو از ان حس شیرین و ملس پر از تشویش کودکی میگویی؟ اینجا همه مردم عبوس اند برق کفش جفت شده تو گنجه ها هم انها را خوشحال نمیکند. دیگر خبری از ترس ناتموم گذاشتن جریمه ها عید مدرسه هم نیست. همه چیز رو به زوال رفته. حتی خبری از مدرسه نیست که بخواهند جریمه هم بدهند. اینجا دل ها بیشتر برای گذشته تنگ میشوند بجای اینکه به امید اینده گرم بشوند.  اینجا  همه مانند تو مثل لاکپشت در خودشان گوشه ای گرفته و نسشته اند. 

در طول سال، در بهار تا زمستان فرشی از جنازه ها بر زمین پهن شده است. هر کسی داغدار یکی است. کمر مردم عادی در زیر فشار های اقتصادی همچون کمانی خمیده است. دلخوشی های کوچک پرزده اند و هر کس در کوچه و خیابان از دیگری بی دلیل شاکی است و حواس مردم کمتر به یکدیگر است هر کس با خودش در یک انفرادی به سر میبرد. 

هیچ چیز امروز به یک روزی که قرار است دیروز عید شود نمیماند.  اما دخترک من دارد پوست می اندازد. از سیاه دارد به سبز میرود و موهایش شکوفه داده مطمئنم میوه هایش خوشمزه خواهد شد. دخترک سبزم  ماهی های قلبش را در دریا میریزد تا حداقل انها  ازاد و رها شنا کنند و گاهی سر از آب در اورده و به ادمیان نگاهی بیندازند و باز به پیچ و تاب خود در لای موج ها ادامه دهند. باد... و امان از باد که همه جا سرک میکشد و موج و مو و دامن را بر هم میپیچاند این فرزند ناخلف طبیعت.

و در اخر هم گونه های دخترکم که ابستن سرخ ترین انار ها و سیب های سرخ پاییزی است. ابروانش که از قاجار مانده، ابرو های به هم پیوسته کمانی.  

دخترکم دختر طبیعت است. دارد به فصل بلوغ سبز شدن و شکوفه دادن میرسد.


پ.ن: بزنید رو تصویر و اهنگ رو گوش کنید.

 تصویر رو تو نرم افزار ایلیستریتور طراحی کردم. 

امسال منهای کرونا و محدودیت ها و فشار های اقتصادی واقعا سال سختی بود برام. اتفاق هایی که افتاد مسیر زندگیم رو تغییر داد. اتفاقای وحشتناک که هنوزم تمومی ندارن. برای عید شور و شوقی ندارم و حتی امیدی هم ندارم. گرد زمان داره رو مشکلات میشینه و اونا رو هم  بیشتر تو جاشون محکم و ثابت میکنه.

نمیدونم...

قرار نبود اینجوری بشه. 

اما امیدوارم برای شما خواننده عزیز این سال به شادی باشه به طوری که وقتی سال بعد به 12 ماه گذشتت داری نگاه میندازی فقط لبخند رضایت رو لبت بشینه.

همین


پاییز یه دقیقه بیشتره!

زمان میره که به شب برسه. شبی که اخر پاییزه. از همون انتهای برگ های پاییزی سرک میکشه تا بگه یه دقیقه طولانی ترم. پاییزی که بازم برتری خودش رو تو اخرای فصل آتیش نمایان میکنه. پاییزی که دوست نداره دل بکنه و بره تا به زوال برسه همون یه دقیقه رو هم غنیمت میدونه.

 هدفش از این طولانی تر بودن نمیدونم چیه. مگه این همه سال و ماه که گاهی به اندازه یه عمر میگذرن به قدر کافی طولانی نیستن که برای یه دقیقه یه همچین ولوله ای افتاده میون جمع ها.  

اما خب تو دنیای موازی که نوشته بودم گفتم همه ما گاهی به یه دلخوشکنک الکی نیاز داریم برای ادامه.

شب یلداتون آرزو میکنم پیش کسانی باشه که بودنشون بهتون لذت میده. کسایی ک اون یه دقیقه رو به خوبی معنا میبخشن.


پ.ن: امروز آبا رو دیدم. سرطان ضعیفش کرده. چهرش در هم فرو رفته و مغمومه انگار داره رو به زوال میره. هنوزم دست ها و چشم ها ی زیبایی داره...

تصاویر هم کار خودمه هم طراحیش هم پیاده سازیش تو نرم افزار کرل دراو. ( البته زیاد جالب و خاص نیستن. از کسانی که در حوضه تصویر سازی دیجیتال فعالیت دارن بخاطر کار ناپختم پوزش میطلبم)

دخترکم صورت ندارد!!


دختر بیچاره ای که کل امروزم را برای دوختنش صرف کردم، صورت ندارد. صورتش بین ادم ها جا مانده . از بس ماسک های زیبا با طرح های سفارشی رو صورت ها دیده است که دیگر برای جبرانشان ترجیح داده صورت نداشته باشد. چشمهایش نمیدانم در قعر نگاه چه کسی زندانی شده و لبانش را چه کسی بلعیده. سرخی گونه هایش را چه کسی ربوده. ابروانش را کدام ارایشگر بی تجربه ای از بیخ و بن کنده است. شاید یکی از همین نقاب به صورت های زیبا چهره همه این جفا ها را بر دخترکم روا داشته. او هر کدام از ظالم های این شهر بوده، در جشن بالماسکه ای که برای خودش به پا کرده بود آنچنان هم خوب ظاهر نشده است چون دخترکم موهایش بلند و نارنجی است. همرنگ پاییز الانی که دارد رو به زوال میرود. اما با همین به پایان رسیدنش هم زیبا و باشکوه است. 

دخترکم صورت ندارد اما موهایش بلند و زیباست...

پ.ن: دوخت دخترک بی صورت کار خودمه اما طرحش مال Ponto Avesso هستش. (از خودم برای این اثر اسم گذاشتم)