"مرغآمین"

"مرغآمین"

فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا ابد شنیده خواهد شد
"مرغآمین"

"مرغآمین"

فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا ابد شنیده خواهد شد

لجز

122 یادداشت منتشر شده. چه نوشته ام؟ هر چه هستند خواندن چند باره آنها مرا غمگین می کند. بعضی از آنها مرا به فکر وا می دارد اینکه چقدر خشمگین بودم که همچین کلمات نفرت انگیزی را کنار هم ردیف کردم. 

این روزها کمی تنهایی می خواهم تا به خودم برسم. زیادی همه جا شلوغ است و پر هیاهو. ادم از خودش غافل می شود. میخواهم تنهایی برای خودم چای دم کنم و آهنگ گوش کنم و  ازسرمای باقی مانده زمستان نهایت استفاده را ببرم و شاید هم زیر پتو بخزم. البته همه این کارها را کاش بشود با خیال راحت انجام داد. تا به حال به داشتن خیال راحت فکر نکرده بودم. اینکه دلهره و عجله و تشویشی در کار نباشد و تو لاک پشت مانند فقط مال خودت باشی. با آهستگی مال خودت باشی.

شب سیزدهم فروردین ۱۴۰۱ هست. همه از تکاپو خسته و گوشه ای خزیده اند. سه گل برای حیاط خریده ام. رز قرمز و رز صورتی با گل های کوچک و یک یاس جسور رونده که تابستان را خوشبو کند. فردا که باغچه را بیل بزنم میکارمشان. دوست داشتنی هستند. پرورش دادن و مسئول بودن خیلی دلچسب هست بخصوص اگر چیزی به ثمر بشیند که زاده زیبایی است. تازگی ها به گل ها علاقه مند شدم. کاکتوس گلی ام را هم آنقدر آب داده ام که لجز شده و ممکن است خراب شود.مسئول و مراقب خوبی نیستم انگار:( 

وی خسته است و خیال راحت ندارد حتی خواب راحت هم ندارد. 

ولی این ها را بعدا می نویسم که چقدر روح من هم لجز شده و ممکن است خراب شود. نیاز به یک مسئول لایق دارم. 

سال برای همگی به خیر و خوبی